السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)
280
حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)
2 - عمر مىگفت : اگر نه اينكه از افزودن چيزى بر كتاب خدا بيمناكم حكم رجم را در مصحف مىنوشتم ؛ زيرا مىترسم اقوامى بيايند و اين حكم را در كتاب خدا نيابند لذا به آن كفر بورزند . . . « 1 » . بنابراين عمر واقعا اين عبارت را آيه قرآن نمىدانست و مىخواست بدين طريق حكم را حفظ كند . و اين كار وى مشابه برخورد وى با مسئله شارب خمر و ميقات اهل عراق است . حسن نقل مىكند كه : عمر تلاش مىكرد تا در مصحف بنويسد : رسول خدا - ص - به شراب خوار هشتاد تازيانه زد و براى اهل عراق « ذات عرق » را به عنوان ميقات تعيين كرد « 2 » . ثالثا : آبيارى در اين مورد مىگويد : « . . . گمان مىكنم اگر عمر واقعا اين عبارت را به عنوان آيه از پيامبر - ص - شنيده بود از پا نمىنشست تا آن را در مصحف بنويسد . وانگهى آيا كس ديگرى با عمر اين آيه را نشنيده بود تا شاهد عمر در ادعايش باشد - اگر شهادت عمر به تنهايى كافى نبود - ؟ ! اين مسئله با روحيه حقيقتجويى صحابه مغاير است . و با قضاياى پيامبر يا قارئين و همچنين فكر سليم منافات دارد . و ما مىخواهيم تنها كسانى كه فكر و عقل سليم دارند به مباحث قرآنى بپردازند . . . » « 3 » . رابعا : دليل اخص از مدعاست و ما نمىتوانيم تناقض خليفه دوم را رفع كنيم . عمر از طرفى مىترسد كه مردم اساسا حكم رجم را منكر شوند لذا مىگويد : پيامبر - ص - ابو بكر و خودش اين حكم را اجرا كردهاند . و از طرف ديگر براى اثبات سخن خود دليلى مىآورد كه فقط رجم شيخ و شيخه را ثابت مىكند . و خود وى مىداند مردم دليل وى را بيشتر انكار مىكنند و خواهند گفت : عمر در كتاب خدا دست برده است و بدان چيزى افزوده است كه در آن نبوده است . بنابراين عمر اين حكم را نازل بر پيامبر - ص - مىداند و آن را حكمى خدائى تلقى مىكند . نه اين كه آيهاى از قرآن باشد . و شايد روايت زير مطلب را بيشتر توضيح دهد . از عبد الرحمن بن عوف منقول است كه گفت : عمر بن خطاب روزى براى مردم
--> ( 1 ) جامع الصحيح / ترمذى ، ج 4 ، ص 38 . سنن بيهقى ، ج 8 ، ص 213 . كنز العمال ، ج 5 ، ص 239 و 240 به نقل از : بيهقى و ترمذى . ( 2 ) المصنف ، ج 7 ، ص 380 و 379 . ( 3 ) تاريخ القرآن آبيارى ، ص 167 .